ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

483

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

او را بمالند يا بجنبانند و برفشانند او را تا يك‌باركى ريم بيرون آيذ ، انكاه اين بنادق البزور بخورذ . [ صفت بنادق البزور ] « 1 » : تخم خربزه مقشّر ده درم سنك تخم خيار مقشّر بنج درم سنك تخم كدو شيرين بىبوست و تخم بابرك و تخم خطمى و مغز باذام سبيد كرده و كثيرا و نشاسته و ربّ السوس و تخم كوكنار سبيد و كل ارمنى و تخم كرفش و تخم فنك سبيد از هر يكى دو درم سنك ، اين‌همه را بكوبذ و ببيزذ و حبّ كند هر يكى جند نخود ، شربتى از وى سه درم سنك با جلّاب و « 2 » يا ما العسل ، اكر كرمى بوذ با جلّاب ، و اكر نبوذ با ما العسل ، و هر جند ريم كم مىكردذ همين شناس « 3 » كى بهتر مىكردذ . و اكر ريش كند داروى « 4 » كوشت برآرنده « 5 » تر مىبايذ كردن ، كاه ان بنادق البزور بيش « 6 » بايذ دادن و كاه اين قرص كى بكويم ، اين قرص ريش گرده را كوشت برآرذ و درد بنشانذ و من بسيار علاج كردم بوى . [ صفت ] « 1 » وى « 7 » : تخم خيار مقشر ده درم سنك كل ارمنى و صمغ عربى و كندرو « 8 » و خون سياوشان از هر يكى دو نيم درم سنك تخم كوكنار سبيد و ربّ السوس و بادام سبيد كرده و كثيرا و نشاسته كندم « 9 » از هر يكى دو درم سنك تخم كرفش دو درم سنك « 9 » تخم عروس ( f . 387 ) اندر « 10 » برده خشك كرده شش درم سنك ، و من ازين تخم « 11 » سه درم سنك كردمى ، ابيون يك درم سنك ، اين‌همه را بكوبذ و ده قرص كند ، شربتى يك قرص بوذ ، اكر كرمى نبوذ به شراب ميبه خورذ

--> ( 1 ) - از « م » افزوده شد . در اصل خوانده نمىشود ( 2 ) - ف : « و » ندارد ( 3 ) - م : همىشناس ( 5 - 4 ) - ف : ريش برآرنده ( 6 ) - ب ه : بيشين ( 7 ) - ف : « وى » ندارد ( 8 ) - در « ب ه » كلماتى ناخوانا افزوده است ( 9 - 9 ) - ف : و تخم كرفش از هر يكى دو درمسنك ( 10 ) - ف : در ( 11 ) - ف : « تخم » ندارد